1


قفس تنها بود
فکر می کرد
کاش پرنده ای کوچک
پرنده ای کوچک حتی
می توانست تنهایی اش را پر کند.



2


در زندگی
بسیار خندیده ام
مثل کودکی
در مجلس عزا.



3


 

غم انگیز است
شب
از پهلویی به پهلویی دیگر شوی
ببینی
تاریکی
از جای خود تکان نخورده است.



مرتضی محمودی

از کتاب تنها دل درخت به حال ما سوخت(انتشارات بوتیمار)