چند هایکو از فرشته پناهی
بوی اطلسی
از تراس همسایه ای
سرسنگین با من
بخار دو فنجان چای
در هم می آمیزد
خالیست پشت میز
دوچرخه ي دونفره
پنهان
پشت بوته هاي گل سرخ
كنار تخت
صبح بعد از مرگ
رز سفيد
سايه انداخته
سياه
تارِمو روی موکت،
بازی می کند با آن
مهمان نامحرم
پاک کردن سرامیک ها
لکه ای چسبناک،
سایه ی مرد
آب می پاشد
به گلهای پیاده رو،
دوچرخه
گره خورده به دمپای شلوار مرد،
طشت رخت
در تابلو
باد می وزد
بالاتر نمی رود دامن زن
فرشته پناهی
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۴/۲۲ ساعت توسط
|
اینجا بهترین شعرهای ایران و جهان از نظر نویسنده نگاشته می شود و فرقی نمی کند از کیست و کجاست