۱
میپرسم چرا چرا چرا
و صورتم را در دستهایم پنهان میکنم
چرا این دستها
نتوانستند کاری کنند
جز پنهان کردنِ صورتم
۲
اما همهی راهها
که با پا پیموده نمیشوند
دستت را به من بده
۳
رودخانه ميرود از ياد ميبرد
صخرهاي را
كه آبشارش بود
۴
ساعت خوابيده است
خواب ميبيند
عقربهها به هم رسيدهاند و
آراماند
شهاب مقربین
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۴/۰۸ ساعت توسط
|
اینجا بهترین شعرهای ایران و جهان از نظر نویسنده نگاشته می شود و فرقی نمی کند از کیست و کجاست