۱

 

می‌پرسم  چرا  چرا  چرا
و صورتم را در دست‌هایم  پنهان می‌کنم

 چرا این دست‌ها
نتوانستند کاری کنند
جز پنهان کردنِ صورتم

 

 

۲

 

اما همه‌ی راه‌ها
که با پا  پیموده نمی‌شوند
دستت را به من بده

 

 

۳

 

رودخانه مي‌رود  از ياد مي‌برد
صخره‌اي را
كه آبشارش بود

 

 

۴

 

ساعت خوابيده است
خواب مي‌بيند
عقربه‌ها  به هم رسيده‌اند و
آ
رام‌اند

 

 

شهاب مقربین