زنگ میزدی
یک تلفن کوچک
دو دقیقهای وسایلم را جمع میکردم
مداد و مسواک و مسکن
نه
مسکن هم بر نمیداشتم
دامن و لباس خواب فقط
بعد
سفر که نه
گم میشدیم.
سارا محمدی اردهالی
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۳/۲۸ ساعت توسط
|
زنگ میزدی
یک تلفن کوچک
دو دقیقهای وسایلم را جمع میکردم
مداد و مسواک و مسکن
نه
مسکن هم بر نمیداشتم
دامن و لباس خواب فقط
بعد
سفر که نه
گم میشدیم.
سارا محمدی اردهالی
اینجا بهترین شعرهای ایران و جهان از نظر نویسنده نگاشته می شود و فرقی نمی کند از کیست و کجاست